X
تبلیغات
رهروان شب - ایران من(نظام من)
آنقدر سیاسی شدیم که ...
| ادامه مطلب...

دیشب با حمید (یکی از دوستانم) بیرون دور می زدیم. حمید رو مجبور کردم که دو تا ساندویچ برام بخره. اول نفری یه فلافل از فلافلی کوچه استر خوردیم.بعد بخاطر ضعف بهداشت از اونجا رفتیم تا ساندویچ بعدی را جای دیگه بخوریم.برای اینکه اون ساندویچ پایین برود از گلویمان، رفتیم روی چمن های میدون امام نشستیم.فاجعه و غم دیشب از همین لحظات شروع شد... :

به ادامه مطلب بروید... .

رو نوشت: خدایا! به فریاد ما برس! ما هم یتیمان آل محمدیم!




:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: یتیم, داستان واقعی, بی خانمان, من و حمید, ساندویچ
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : یکشنبه 29 اردیبهشت1392
زمان : 15:43
تشبیه امام


۱-مهمترین دلیلی که کوفیان به امام حسین نامه دادند، آن بود که حکومت نسبت به آن ها بی عدالتی می کردند و از امام حسین قیام را طلب کردند تا عدالت اجرا شود و دنیایشان آباد شود! یعنی در خواست از امام برای ارضای حب النفس! در حالی که شاید امام از ما کاری را بخواهد که اصلا مخالف خواسته و نفس ما باشد!

۲-فاطمه زهرا (سلام الله علیها): مَثَلُ الإمام مَثل الکعبة إذ تُؤتی وَ لا تَأتی.
از حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) روایت شده که رسول خدا فرمودند: امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید.
بحار الانوار ، جلد 36 ، صفحه 353
 
طبق ۱ و ۲ رای دادن اگر حتی به درد دنیای ما نخورد و موجب بدتر شدن اوضاع شود (که این فرض محال است)، برای کوفی نبودن باید به سمت امام و خواسته ی امام رفت و آنچه را که او از ما خواسته انجام دهیم!
کوفی نبودن یعنی نداشتن صفات کوفیان!

 

رو نوشت: در سختی ولایتمدار بودن هنر است! آنگاه که همه برای انجام ندادن کاری ترغیبت می کنند و تو را برای انجامش مسخره می کنند، ادعایت مشخص می شود که کوفی هستی یا نه! من رای خواهم داد!



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: کوفی نبودن, مثل امام, روایت حضرت زهرا سلام الله علیها, ولایت, رای دادن
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 21 اردیبهشت1392
زمان : 14:33
هاشمی می آید!


این تحلیل خودم است و شاید خیلی ها آن را قبول نداشته باشند:

آقای هاشمی رفسنجانی تا کنون نگفته است که کاندید ریاست جمهوری نمی شود و حتی گفته است: نمی گویم که نمی آیم. و همیشه در باره ی آمدنش دوپهلو سخن گفته است. و نیز برخی از اطرافیان خانواده‏ ی او گفته اند که به احتمال قوی نمیاد ولی محسنشان گفته است که برای آمدن تردید دارد. اما به نظرم او در لحظات آخر خواهد آمد و علت این که الآن موضعی نگرفته و به نظرم دیر می خواهد اعلام کند، آنست که نیروهای انقلابی و مردمی فرصتی برای روشنگری مناسب نداشته باشند و به این ترتیب میزان رای او بالا برود. شاید قبول نداشته باشید ولی برای سانی که فضای انتخابات را رصد می کنند، شاید قابل تامل باشد... . به نظرم هیچوقت نباید از بصیرت دهی دست برداشت و نیز هیچگاه برای بصیرت دهی به مردم دیر نیست و باید مردم را با تشریح فضای کنونی سیاسی، دغدغه مند کرد. یک نکته‏ ی مهم که می‏توان روی آن فکر کرد و نتایج خوبی گرفت: اگر ولی فقیه اختلافاتش را با یک نفر علنی کند -هرچند به مرور زمان- باید نتیجه گرفت که این اختلافات دیگر یک چیز طبیعی نیست.مثلا اختلاف نظر:

-در مورد از دست رفتن اعتماد مردم در قضایای سال 88، که هاشمی در نماز جمعه مطرح کرد و رهبر برعکسش را فرمود.

-اختلاف نظر در مورد بیان کلمه‏ ی انتخابات آزاد که هاشمی مطرح می کرد و رهبر جلوی گسترش این تفکر و این دست کلمات را با سخنرانی شان در اواخر سال 91 گرفتند.

-اختلاف نظر در مساله نفت و بیان خاطره ای از سوی رهبر معظم انقلاب در مورد اختلاف نظر مسئولان وقت (تکنوکرات ها) که می گفتند نمی شود کاری کرد که هرگاه خواستیم شیرهای نفت را ببندیم.

-اختلاف و موضع جدیدی هاشمی در مورد اسرائیل که گفته است: ما با اسرائیل سر جنگ نداریم با امام و مقام معظم رهبری.در صورتی که امام خمینی فرموده بودند: "اسرائیل غده سرطانی است" و "اسرائیل از نقشه کره زمین باید محو شود" و امام خامنه ای فرموده اند (مضمون حرف ایشان)که "از این به بعد هم هرکس و هر گروهی که با اسرائیل مخالفت کند، ما پشتیبان او هستیم و از او حمایت می کنیم و از گفتن این حرف ابایی نداریم...".

-اختلاف نظر در مورد توسعه و پیشرفت وسازش با غرب. وتشریح آنکه علت بیان سازش با غرب عدم ایمان به نصرت الهی و وعده های اوست و... . 

پس از تحریر: به قول یکی: شمشیرها کند و زخم ها زیاد؛ باید درست مرهم گذاشت... .



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: هاشمی, انتخابات ریاست جمهوری, هاشمی بهرمانی, رفسنجانی, خطر هاشمی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت1392
زمان : 13:2
پله ی ترقی دیگران


قبلی ها گفتند که نکن... .
از خود گذشتیم!
خودی ها گفتند که احترام و قول مردانه هست! ذهن ها را مشغول کردیم و خیلی چیزها از کف دادیم... .مهمتر از همه اعصابمان! خدا کند که رضای او از کف دادهایمان نباشد!!!
نگفته بودم که نمی شود؟!؟
گفتند: می شود!!! گفتم: بکنید و ما هم هستیم، یا علی مدد!  سخن ها گفتیم و شنفتیم  تا بشود...

ولی بغض های در گلو خفته ی ما "باز" بیدار شد... . حالا مانده ام که خودی ها خودی اند یا ناخودی های سیاستباز! گوشمان که خیلی هم دراز نیست... . و از این به بعد هم می گویم که نکن آن کار را! اگر بکنی من نیستم. در آینده خاطره هایی می گویم به شرط حیات و ...!!!

پس از تحریر: آری! باورم شد که ما تنهاییم . برای خداوند کار کردن خیلی در به دری دارد ولی فقط دربه دری ندارد... .

 

 



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: تنهایی, بدقولی, حب النفس, خستگی, پله ای برای ترقی دیگران
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : سه شنبه 3 اردیبهشت1392
زمان : 17:4
تکنوکراسی مذهبی


در یکی از شب های فاطمیه از خیابانی نزدیک خونمون میگذشتم که صحنه ی جالبی رو دیدم. قضاوتش رو به خودتون می سپارم:
یکی از هیات های همدان بنری را در خیابان خواجه رشید نصب می کرد. ولی چون جای بنر یکم بد بود و شاخه ای جلوی آن را گرفته بود، نصف شب آن شاخه را بریدند!!!
روایات زیادی درباره ی نبریدن درخت است و حتی این روایت نبوی که اگر شیپور قیامت نواخته شدن بود و شما نهالی در دست داشتید، آن نهال را بکارید!؟!
 
پس نوشت: حضرت علی علیه السلام: ما لله آیه اکبر منی!
نشانه ای بزرگتر از من برای خداوند نیست!



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: تکنوکراسی مذهبی, بریدن درخت, بنر, تبلیغات, تکنوکرات
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 31 فروردین1392
زمان : 18:10
ضد فانتزی های من!


داشتم فکر می کردم که از چه چیزهایی بدم میاد.لیست زیر را (به ترتیب) دوست دارم که نابود شوند:

۱- خاتمی!

۲-پیاز سرخ کرده!

۳-خرمگس در اتاق خواب!

۴-سرمایه دار همراه با سرمایه اش!

۵-جنس چینی!

۶-وحید و دوچرخه ی پسرعموش!

۷-تنباکو دوسیب!

۸-یکی از دخترهای رشته ی برق!

۹-کله پاچه!

۱۰-خبر گزاری صراط!

۱۱-مدیران فرهنگی دانشگاه بوعلی سینا!

پس از تحریر: یک شنبه چهلم یکی از دوستان من بود.لطفا برای او فاتحه ای بفرستید!



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)، شعرو ادبیات ومتفرقه(تنفس اطلاعاتی)
:: برچسب‌ها: جنس چینی, خاتمی, ضد فانتزی, فرهنگ, معاونت فرهنگی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 24 فروردین1392
زمان : 19:36
انتخاب هندوانه یا انتخاب رئیس جمهور


 

خیلی از ماها وقتی که می خواهیم هندوانه ای بخریم با زدن چند ضربه به آن سعی می کنیم که تشخیص دهیم هندوانه خوب است یا کال و یا فاسد است.خیلی ها هم به این راضی نمی شوند و هندوانه را به شرط چاقو می خرند و اول درونش را می بینند.اما همین ماها موقع انتخاب رئیس جمهور، بدون هیچ تحقیقی از روی شکم، نگاه می کنیم به قیافه ی طرف.اصلا هم برایمان مهم نیست که گذشته چه کرده که آینده می خواهد چه بلایی سرمان بیاورد.
انتخاب آینده ی خود مهمتر است یا انتخاب هندوانه؟؟؟

رو نوشت: وقت خیلی کم است و ابد در پیش... .

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: انتخاب هندوانه, انتخاب رئیس جمهور, انتخابات, هندوانه به شرط چاقو
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : سه شنبه 20 فروردین1392
زمان : 11:9
نکاتی درباره‏ی سخنان روز اول فروردین امام خامنه ای



رهبر انقلاب در سخنرانیشان در مشهد مقدس سخنان بسیار مهمی را بیان کردند که جملاتی از آن همراه با برداشت‏هایی از خودم در زیر آورده شده است.درضمن جملات ایشان را از نوت‏هایی که موقع سخنرانی ایشان برمی‏داشتم استفاده کردم و ممکن است عین عین جملات و واو به واو جملات نباشد ولی مضمون دقیقا بیان شده است:
1-در ابتدای سخنرانی ایشان فرمودند که "بعضی فقط نقاط ضعف را می‏بینند؛ افت تولید در بعضی صنایع و گرانی را می‏بینند ولی دید من متفاوت از این دید است."
اولا در جواب کسانی از عوام‏الناس که( حرفشان ببخشید باد هوا هم نیست و حیف از آن نانی که می‏خورند و حیف از آن هوایی که تنفس می‏کنند و) می‏گویند که رهبر از خیلی چیزها اطلاع ندارد و یا به بسیاری از چیزها توجه نمی‏کند، گوش کردن به این جمله و چند جمله‏ی بعد همین قسمت از سخنان آقا کافی است.
وبعد آنکه از این سخن حضرت ماه متوجه می‏شوم کاندیداهایی که تنها با انتقاد از دولت قبل و تنها انتقاد از شرایط موجود می‏خواهند رای جمع کنند(و یحتمل برنامه‏ی دقیقی هم نمی‏دهند و در سخنان انتخاباتی خود از فلک و آسمان‏ها صحبت می‏‏کنند و شعارهای کلی می‏دهند)دیدشان به دید آقا نزدیک نیست.
رهبر گفتند که دید من از این دید متفاوت است و نگفته‏اند که این نگاه، نگاه کافران است و نباید با کسانیکه این نگاه را دارند مثل کافر برخورد کرد.بلکه باید مثل حضرت آقا بادلیل و منطقی و بادادن دید جامعه صحبت کرد و حرفهایشان را نیز شنید.برای شروع یحث با این دسته افراد مرور مجدد آن داستان مولانا مفید است.کدام داستان؟آن داستانی که ی‏گوید عده‏ای در یک مکان تاریک با یک فیل برخورد کردند.نمی‏دانستند که آن فیل است.یکی به پایش دست زد و گفت ستون است.دیگری به دمش دست زد و گفت:طناب است.دیگری به گوشش دست زد و گفت:پرده‏ای از حریر است! البته قبل از بحث عقل می‏گوید که من نیز باید فیل را درست بشناسم و با کسب اطلاعات درست و بحث با بزرگترهایم اطلاعات کاملی درباره‏ی فیل(بخوانید چگونگی وضع ایران)بدست آورم.
2-"سال 91 یک سال پرکار دشمن بود."وقتی که دشن خیلی پرکار است (و100% که پرکارتر خواهد بود)، عقل اقتضا می‏کند که ماها نیز پرکار باشیم.پرکار در جهت خلاف خواست واقعی دشمن.مرور مجدد مطالبات آقا در ذهن خود و همچنین در khamenei.ir خوب است.
3-ایشان همچنین فرمودند:"دشمن تا جایی که ممکن است مانع تراشی می‏کند.یکی از راه‏های مانع تراشی منعطف کردن مردم و مسئولین به کارهای درجه دو است.وهمچنین سعی می‏کند که پیشرفت ما را در تبلیغاتش انکار کند."خب ما حداقل یا لااقل برای خانواده‏ی خود منبر برویم که پیشرفت کرده‏ایم.البته برای رضای خدا یکم سعی کنیم علمی حرف بزنیم و از کلمات قلمبه استفاده کنیم!!!اما بعد آنکه به نظرم کار درجه یک ما بصیرت افزایی و ایجاد شور و شعور انتخاباتی و کار درجه یک مسئولین که به گوششان نخواهد رسید پیگیری مطالبات رهبر در عرصه‏ی اقتصاد و فرهنگ است.
4-ایشان تنها دشمنی را که دشمن درجه یک ما باشد، تنها آمریکا ذکر کردند و گفتند که انگلیس و فرانسه هم دشمن‏های درجه دو هستند و سیاستمداران فرانسوی اگر عاقل باشد(از قصد فعل جمله را مفرد آوردم) انگیزه‏ای نباید داشته باشد که دشمن تراشی کند برای خودش و با اقتدار فرمودند:"رژیم صهیونیستی در قواره‏ای نیست که در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید...صهیونیست‏ها بدانند که اگر غلطی از آن‏ها سربزند، ایران تلاویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد."وقتی که من این جمله را شنیدم با آنکه در سال 91 جملاتی از این دست در بیانات ایشان کم نبود، مجددا احساس غرور کردم و می‏کنم و خواهم کرد.با این جمله رهبر نشان داد که دیپلمت نیست واقعن!البته ایشان در جملاتشان درمورد رسانه‏های آمریکایی مجددا نگفتند که "دروغ می‏گویند  مثل سگ"و دلمان خنکتر نشد خیلی!
5-ایشان درمورد اثر داشتن تحریم‏ها فرمودند که "تحریم‏ها موثر است و رسانه‏های غربی خوشحالی کردند که بالاخره فلانی اعتراف کرد که تحریم‏ها موثر است.باز هم خوشحالی کنید.بله موثر است اما نه آن تاثیری را که شما می‏خواهید."جمله‏ای که من روی آن تاکید دارم آنست که ایشان فرمودند:"من 17-18 سال قبل به مسئولین دولت وقت گفتم که کاری کنید که ما هروقت اراده کردیم درچاه‏های نفت را ببندیم.آقایان به قول خودشان تکنوکرات لبخند زدند که مگر می‏شود؟بله می‏شود."
فارغ از آنکه سردسته‏ی مسئولین دولت وقت هاشمی بود و بعد از آن هم خاتمی آمد و دراین باره کاری نکردند، که اگر می‏کردند اینگونه نبود، سه نکته مهم به نظرم می‏آید:اولا آنکه آقا از تبیین چهره‏ی ولایت پذیری مسئولین وقت قصد شناساندن بهتر آنان را به ملت داشته است.دوم آنکه رهبر قبلا فرموده‏بودند راه حل را و اگر الآن هم حرفی می‏زنند شاید 17-18 سال بعد ما عملا علت را بفهمیم.البته به نظر شاید مسئولین تا قرن‏ها بعد هم نفهمند یا دربرابر فهمیدن مقاومت کنند.سوم آنکه رهبر با تیکه ای که انداخت نشان داد که با تکنوکراسی میونه‏ی خوبی ندارد و قابل توجه2+1ای‏ها که قالیباف فرموده بودند(!)که تکنوکراسی خیلی هم بد نیست!!!

البته نکات دیگر هم به ذهنم رسید که شاید بعدن درس پس دادم.

رونوشت:
غم مخور ای‏فاطمه(س)! ای بانوی پهلو شکسته
مهدی‏ات با شیشه‏ی درمان به دست خواهد آمد



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: قالیباف, سخنان امام خامنه ای, تحریم, تکنوکرات, تلاویو
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : یکشنبه 4 فروردین1392
زمان : 14:15
سال حماسه ی سیاسی و اقتصادی مبارک


اینکه حضرت آقا مجبور می‏شود که چندسال پیاپی سال‏ها را به عناوین اقتصادی نامگذاری کنند، امیدواریم ناشی از عدم انجام فرامین آقا در گذشته نبوده باشد.

 

پس از تحریر:

وقال الرسول یارب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا!
پیامبر(در قیامت)می‏گوید:پروردگارم!قوم من قرآن را مهجور کردند!
قرآن مجید-آیه‏ی30 سوره‏ی فرقان

کلامی زنجانی:
در دو عالم جلال ما زهراست              رمز تغییرحال ما زهراست
عید با فاطمیه می آید                    ذکر تحویل سال ما یازهراست



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: قرآن, مهجوریت قرآن, فاطمیه, حماسه سیاسی و اقتصادی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : چهارشنبه 30 اسفند1391
زمان : 21:55
سکوت در شبکه‏های اجتماعی


 

نوشته‏ی زیر، تلخیص یک تحلیل از دکتر وحید یامین پور به زبان خودم است:

خاصیت شبکه‏های اجتماعی پرکاربر امروز این است که در آن‏ها به اصطلاح جامعه‏شناسی "مارپیچ سکوت" برقرار است. یعنی افراد مختلف که صدایشان بلندتر است و در اکثریت هستند، شدیدا با صدای مخالف برخورد می‏کنند و افراد مختلف برای محبوبیت و به دلیل عدم پایداری در عقاید و ... در آن شبکه‏ها سکوت می‏کنند و اعلام می‏کنند که این کارشان برای جذب است. اولا این که اگر کاربران فرهنگی استوار، منطقی ، هماهنگ و مداوم، حرف‏هایشان را نزنند، قشر خاکستری حاضر در آن شبکه‏ها تحت تاثیر جو غالب، به مرور زمان به قشر مخالف تبدیل می‏شوند. در ضمن سکوت افراد اخلاقی و افرادی که آرمان‏های انقلابی دارند، در آن شبکه‏ها به منزله‏ی رضایت است و این مطلوب نیست و تجربه ثابت کرده و عقل اثبات می‏کند که این سکوت اصلا زمینه‏ی جذب را فراهم نمی‏کند.(خودم: کاربران فرهنگی بدانند که اگر پیامبر هم می‏خواست سکوت کند و به احسن وجه تبلیغ نکند، کسی جذب اسلام نمی‏شد.)

پس نوشت:   امام علی علیه السلام بر زباله دانی گذشت، چنین فرمود:
هذا ما بخل به الباخلون!
این ها چیزهایی است که بخیلان از انفاقش خودداری می کردند!



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: شبکه اجتماعی, یامین پور, مارپیچ سکوت, برخورد با مخالف, شکستن سکوت
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 19 اسفند1391
زمان : 13:35
فتنه آینده ظهور را مژده می‏دهد... .


نوشته‏ی زیر چکیده‏ی چند مقاله و نیز افکار پریشان حقیر است:

به دنبال هر انحرافی فتنه‏ای است متناسب با آن.هر کس هم نسبت به شدت انحرافی که دارد، در فتنه‏ها از صراط مستقیم می‏افتد.این نیز سنت الهی است که در آخرالزمان با نزدیک شدن به ظهور، فتنه‏ها سختتر می‏شوند تا همه‏ی انشان‏ها بدون استثنا غربال شوند.
خداوند در آیه ۲ و۳ سوره مبارکه عنکبوت می‏فرماید: «آیا مردم خیال می کنند وقتی می گویند ایمان آوردیم مورد فتنه و افتنان قرار نمی گیرند؟»
و این سخن از مولا علی علیه‏السلام در غررالحکم است که : من نام عن نصرة ولیه... .
هرکس زمانیکه باید ولی خود را یاری کند، خواب باشد با لگر دشمن از خواب بیدار می‏شود.

نمونه‏ای از این فتنه‏ها فتنه‏ی 88 بود و فتنه‏ی آینده سختتر از آن است.
مدتی پیش فراکسیون روحانیون مجلس پیش امام‏خامنه‏ای بودند و این جمله  که فتنه‏ی آینده از فتنه‏ی گذشته سخختر است، توسط ایشان خطاب به فراکسیون روحانیون مجلس خطاب شده است.
در فتنه‏ی گذشته شعارهای افراد و گروه‏ها نشان می‏داد که نگاهشان به دین یک نگاه حداقلی است یا حداکثری.ولی اکنون کم کم نشانه‏ی فتنه‏ی آینده آغاز شده است.فتنه‏ای که در آن از یک دید مانند جنگ صفین است؛ چه در جنگ صفین با استفاده‏ی ابزاری از یکی از استوانه‏های دین (قرآن)خواستند دیگر استوانه‏ی دیگر(ولایت) را زمین بزنند.این کار انجام نمی‏شد مگر با وجود بی‏بصیرتی مردم.
در این فتنه نیز می‏خواهند امام زمان و امام خمینی را در برابر امام‏خامنه‏ای قرار دهند، غافل از آنکه دشمنان خمینی همان دشمنان خامنه‏ای باقی مانده‏اند.خواندن تفصیلی دوران حکومت مولا علی علیه‏السلام بر روی تصمیمات آینده‏ی ما تاثیرگزار خواهد بود.
نشانه‏ی دیگر فتنه‏ی آینده ترویج مکتب ایرانی در بعضی از افراد بدنه‏ی حکومت است.قابل ذکر است که "ترویج مکتب ایرانی" با شعار امام زمان و "زنده باد بهار" در تناقض شدید است و طبق احادیث تناقض در گفتار و رفتار نشانه‏‏ای از باطل بودن تفکر است.
نشانه‏ی دیگر فتنه افزایش شبکه‏های ماهواره‏ای ضد فرهنگی در دوسال گذشته است.این شبکه‏ها می‏توانند کاتالیزوری برای شدت فتنه باشند.
کاتالیزور بعدی نیز وضعیت بد اقتصادی است؛ وضعیتی که بیشتر قشر ضعیف از آن آسیب دیده‏اند.البته امیدواریم تاثیر این مورد در سختی عبور از پیچ تاریخی و فتنه از آنچه که فکر می‏کنیم کمتر باشد.شاید نیز کمی بزرگنمایی و اغراق باشد که بگوییم فتنه‏ی گذشته فتنه‏ی سیاسی بوده‏است و فتنه‏ی آینده فتنه‏ی اقتصادی و در فتنه‏ی گذشته شکم سیرها بیرون ریختند و در فتنه‏ی آینده گرسنگان؛ چه هنوز بار انقلاب بر دوش کوخ‏نشینان است و این مردم برای اعتقاد خود قیام کرده‏اند نه برای شکم خود! این شعار نیست، واقعیت ملموس دوران ماست.
تقویت گروهک‏های تروریستی اطراف ایران و نیز ایجاد گروهک تروریستی ارتش آزاد اهواز و هزینه کردن برای آن‏ها بدون دلیل نیست و هرکشور و گروه و فردی که برای چیزی هزینه کند، انتظار بهره‏برداری از آن را دارد.
نشانه‏ی دیگر فتنه‏ی آینده آنست که تلاش شبکه‏های ماهواره‏ای و اینترنتی برای تخریب وجهه و چهره‏ی حضرت امام خامنه‏ای در ماه‏های گذشته افزایش داشته است. چرا که فهمیده‏اند که تنها کسی که همواره سدی محکم دربرابر منافقین و کفار بوده است و این را در فتنه‏ی گذشته نیز نشان داده است، اوست. برای درک خطر سختی فتنه‏ی آینده خطر هیات‏نماها و مجتهدان بی‏بصیرت و انحراف بسیاربسیار بزرگ عدم ولایت پذیری مسئولین و اختلاف آنان را در نظر بگیریم!

آینده چه خواهد شد؟
برای پیشبینی آینده یک مقدمه و یک نتیجه گیری لازم است:
همه می‏دانیم که با از بین رفتن نظام اسلامی ایران و محور آن یعنی ولایت فقیه، اسلام سیلی‏ای خواهد خورد که حالاحالاها پا نخواهد گرفت و فاتحه‏ی اسلام را باید خواند! اما آیا خداوند زمینه‏ی هدایت و امکان ابلاغ دینش را برای همه‏ی مردم قطع خواهد کرد؟اگر خداوند این کار را با عدم یاری خویش به ما انجام دهد عدالت او زیر سوال می‏رود و خلقت بی‏معنی و پوچ خواهد شد، چه زمینه‏ی هدایت همه‏ی جهانیان و نسل‏های آینده مخصوصا در ایران بسته خواهد شد!امام حسین علیه‏السلان برای این شهید شد و خودش قیام کرد که زمینه‏ی هدایت و امکان ابلاغ دین حق از بین نرود و خلقت پوچ نشود.خداوندی که حاضر است حسین خویش را فدا کند، حاضر است که این نظام را به صاحب خود برساند!
حضرت خاتم الانبیاء (ص):«یَخرُجُ أُناسٌ مِن المَشرِقِ فَیُوَطِّئون لِلمَهدی سلطانَه». مردمانی از مشرق به پا می خیزند؛ آنگاه زمینه را برای فرمانروایی مهدی فراهم می کنند.
بحار الانوار، ج 51، ص 87
ابن ماجه سنی هم آن را به عنوان حدیث صحیح در سُنن خود آورده است.

رونوشت:
          رهبر نشوی تنها، من یار تو می‏گردم             وز جرگه‏ی عشاقت، سرباز تو می‏گردم
          گر لشکر سفیان‏ها از غرب به پا خیزند           در قحطی انسان‏ها، عمار تو می‏گردم
          از طعنه‏ی اشعث‏ها خون است دلت مولا      تبدار غمت هستم،بیمار تو می‏گردم
          با جرم ولای تو، گر بر سر دار آیم                   مدح تو کنم بر دار، تمار تو می‏گردم

 



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : پنجشنبه 10 اسفند1391
زمان : 17:55
یکی به نعل یکی به میخ...


چندی است میشنویم (می‏گویند) که رهبری باید یکی بزند به نعل و یکی هم به میخ!
جدای از علت بیان این دست سخنان که برای توجیه شدن و ادامه‏ی کارهای غلط است، چند نکته عرض می‏شود:
انقلاب رهبر انقلابی می‏خواهد و امام خامنه‏ای هم گفته اند: من دیپلمات نیستم، انقلابی ام.
رهبر انقلابی چه ویژگی‏هایی باید داشته باشد؟!؟
رهبر انقلابی برای اینکه انقلاب را در مسیر خود نگه دارد باید از کارهای درست تعریف کند تا آن کارها تقویت شود و اشتباه بودن کارهای غلط را بیان کند.البته برای جذب حداکثری مردم و مسئولان، رهبر باید خیلی اوقات وارد مصادیق نشود و فهم مصادیق  از روی معیارهای ایشان -که آن‏ها را از دین می‏گیرد- با ماست.
اگر حضرت ماه(امام خامنه‏ای) همواره یکی به نعل بزند و یکی به میخ، آن وقت خیلی‏ها کارهای اشتباه و مخالف تعالیم دینی انجام می‏دهند و در عین حال مطمئن اند که رهبر واکنشی ضد اعمالشان انجام نمی‏دهد.
در ضمن حضرت مولا علیه‏السلام هم کارهای بد در جامعه و کارهای بد مسئولان را مورد انتقاد قرار می‏دادند و یکی به نعل و یکی به میخ نمی‏زدند!

پس از تحریر:چه چیز سنگینتر از اینکه موالیان امیرالمومنین (علیه‏السلام) ایتام آل محمدند؟
                                                 اللهم عجل لولیک الفرج



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: رهبر, حضرت ماه, یکی به نعل یکی به میخ, رهبر انقلابی, امام خامنه ای
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : سه شنبه 8 اسفند1391
زمان : 11:26
نوشته ی زیر را از یک کتاب خوندم:


استاد قرائتی:

مهمترین رمز پیروزی ملت ایران در این انقلاب توجه به ولایت فقیه بود، فقیه جامع‏الشرایطی همچون امام (قدس سره) که دستور می‏داد و مردم با جان و دل می‏پذیرفتند.دستور داد شیرهای نفت را ببندید، سربازها از سربازخانه‏ها فرار کنند، کمبودها را از سهم امام جبران کنند، به تحصن خود ادامه دهید، اگر درب مساجد را بستند وسط خیابان‏ها اقامه‏ی عزاداری نمایید، آیا این دستورات به موقع امام در زمان طاغوت و پیروی مردم مسلمان دلیل سقوط رژیم پهلوی نشد؟ ایران کشور پهناوری بود که در طول تاریخ هر وقت دشمنان به آن حمله کردند، گوشه‏ای از آن را جدا کردند.تنها زمانی که نتوانستند حتی یک وجب از آن خاک جدا کنند، زمانی بود که کشور در دست یک ولی فقیه بود، با اینکه تمامی قدرت‏های استکباری جهان و عمال آن‏ها هماهنگ و متحد شده و مصمم بر شکست ایرا و تجزیه‏ی آن بودند.برای همین است که جهانخواران و مزدوران داخلی آن‏ها با ولایت‏فقیه مخالفند و با انواع توطئه‏ها و تهمت‏ها درصدد تضعیف آن هستند.من نمی‏دانم دلیل منطقی کسانی که با ولایت‏فقیه مخالفت می‏کنند چیست و چه می‏گویند. آیا می‏گویند مسلمان‏ها حکومت و نظام لازم ندارند؟آیا می‏گویند نظام لازم است ولی ناظم و والی و حاکم لازم نیست؟آیا می‏گویند والی جامعه‏ی اسلامی، افراد غیر اسلام شناس باشند؟آیا فکر می‏کنند ولایت ‏فقیه یک نوع استبداد دینی یا طبقاتی است؟مگر فقیه از یک طبقه‏ی خاصی است؟و مگر خودخواهی سلب عدالت از فقیه نمی‏کند که در این صورت ولایت او در جامعه از بین می‏رود.ما از مخالفان ولایت‏فقیه می‏پرسیم شما که دست امت را از دست فقیه عادل درمی‏آورید در دت چه کسی می‏گذارید؟چند فقیه عادل سراغ دارید که وابسته به شرق یا غرب یا وطن فروش باشد؟ در این چند سال که مردم ولایت‏فقیه را پذیرفتند، چه ضری کردند و از چه چیزی بازماندند؟مگر تقلید تنها در مسائل عبادی است؟مگر در مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، احتمال حرام و حلال داده نمی‏شود و مگر نباید در هر موضوعی که احتمال حرام و حلال می‏دهیم تقلید کنیم؟ آیا سپردن رهبری امت مسلمان به غیر اسلام‏شناس همچون سپردن دانشکده‏ی پزشکی به غیر پزشک نیست؟آ یا سپردن امت به دست افراد غیر عادل و گناهکار، خیانت به مقام انسانیت نیست؟آیا نمی‏توانیم به دنیا اعلام کنیم تنها کسانی لیاقت رهبری ما را دارند که از علم و تقوای خاصی برخوردار باشند؟آیا زمان آن نرسیده که از پذیرش رهبری‏های غیر صادقانه و سیاست‏بازان و فرصت‏طلبان حرفه‏ای شانه خالی کنیم و خود را در دامن اسلام انداخته و تنها رهبری‏هایی را بپذیریم که با معیارهای وحی تطبیق کند؟

رونوشت:         در حیرتم چگونه خجالت نمی کشد

                      هرکس برای خود کفن از کربلا گرفت



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: ولایت فقیه, استاد قرائتی, قرائتی, خامنه ای, حضرت ماه
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 28 بهمن1391
زمان : 15:2
تجزیه...


نوشته ی زیر در نظرات یکی از مطالب یکی از سایت ها بود:

 آمریکا به خاطر:

1. غنای نفت و گاز خود ایران
2. غنای منطقه خاورمیانه و نفت و گازش
3. حوزه تمدن اسلامی ایران که بر خاورمیانه سایه انداخته
4. دشمنی با چین و روسیه بخاطر رقابت بر سر سهم خواهی با آنها و نزدیکی ایران به آنها از نظر جغرافیایی و توان ضربه زنی
5. جمعیت جوان ایران تا لااقل 30 سال آینده که پنجره فرصت جهش ایران است و نمونه اش جهش علمی است
6. اتصال اروپا و آفریقا و آسیا و بازارهایشان و گذرگاه هایشان و منابعشان در نقطه ثقل ایران

تحت هیچ شرایطی و هر نظامی که سر کار باشد چه اسلامی، چه لائیک خدای نکرده و چه و چه و چه ... به غیر از تجزیه ایران اسلامی به حدود 10 کشور راضی نمی شود.
و ممکن است تاکتیک و استراتژی اش را تغییر دهد ولی هدفش را هرگز! و لذا مذاکره هم در قالب همین تغییر تاکتیک و یا راهبردش است.

نفس آخر: الا ولایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر... .



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: تجزیه ایران, آمریکا, رابطه با آمریکا, سازش, حسن روحانی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : دوشنبه 23 بهمن1391
زمان : 21:19
باید وحدت کنیم...


گفتم که چند بنویسم از وحدت با اهل سنت تا نشنویم در بعضی هیات‏نماها که " بر آنکه می‏گوید وحدت وحدت لعنت" !!!
اولا در زیاراتی که از ائمه رسیده، خوب چیزهایی می‏شود یافت.در زیارت جامعه‏ی کبیره هست که کسانی که جلوتر از امام خود حرکت می‏کنند منافق‏اند!
کمی از آنچه که می‏شود گفت، بگویم:
هدف ائمه حفظ اصل اسلام برای حفظ امکان هدایت حق‏جویان و مردم بود.برای حفظ اصل اسلام هرکاری که لازم بود می‏کردند.گاهی به خلفای غاصب کمک می‏کردند؛ گاهی حسنین را برای حفظ جان عثمان می‏فرستادند؛ گاهی علنا دربرابر حکومت می‏ایستادند؛ گاهی ولایت عهدی یک غاصب را قبول می‏کردند؛ گاهی فقط بحث علمی می‏کردند؛ گاهی برای حفظ معارف تنها از دعا می‏توانستند استفاده کنند و ... .این شیوه ها در شرایط مختلف متفاوت است.هر امامی که در زمان و شرایط امام بعدی هم که قرار بگیرد، همانگونه عمل می‏کند.مثل امام حسین علیه‏السلام که پس از امام حسن علیه‏السلام 10 و نیم سال امامت کردند و در 10 سال از امامتشان که در زمان خلافت معاویه بود، مثل امام حسن علیه‏السلام در صلح بودند.
شیوه‏ی زندگی ائمه به ما نشان می‏دهد که جان ائمه هم حتی برای حفظ اصل اسلام فدا می‏شود. یعنی حفظ اسلام اینقدر مهم است. ما هم به تاسی و تبعیت از ائمه باید همواره هدفمان اول حفظ اصل اسلام باشد و سپس سعی در تحقق ولایت. چراکه امام علی ‏علیه‏السلام حفظ اسلام را بر حکومت و تحقق ولایت خویش ترجیح داد.این اصل را در نظر داشته باشیم تا بعد از آن استفاده کنیم.
اگر دید درستی از اطراف داشته باشیم، می‏فهمیم که برای حفظ و گسترش اصل اسلام، چه باید کرد.
در دنیا از لحاظ دخالت در سیاست اکنون سه نوع اهل سنت وجود دارد:1-مدل وهابیت که مستقیما در جهت اهداف باطل انگلیس کار می‏کنند و آنان که بسیار تندرو هستند و ما بارها اعلام کردیم که مخالف آنانیم و آنان را تکفیر می‏کنیم و... .2-مدل اهل سنت الازهر که در کل نسبت به سیاست بی‏تفاوت اند.3-مدل اهل سنت انقلابی که مخالف آمریکا هستند و در کردستان و پراکنده در جاهای دیگر ایران و به صورت پراکنده در عراق و همچنین در بحرین حضور دارند.بیشترین حجم اهل سنت را دسته‏ی دوم تشکیل می‏دهند.آن دسته‏ی دوم هم پتانسیل وهابی شدن را دارند و هم پتانسیل انقلابی شدن در جهت خلاف منافع آمریکا.لعن و فحش -که حق نداریم فحش بدهیم به هیچ وجه و ائمه هم اینکار را نکردند-باعث می‏شود که هم اهل سنت انقلابی از ما و از انقلابی ودن خود دل‏زده شوند و هم مدل اهل سنت حوزه‏ی الازهر مصر به سمت وهابیت بیشتر پیش رود و هم وهابی‏ها در باطل خود و در کشتن شیعیان سوریه و پاکستان و افغانستان و زاهدان و خوزستان و عربستان و سامرا و ...جدی‏تر عمل کنند.در واقع ما با این کار در این شرایط کاری می‏کنیم که مسلمانان واقعی در خطر باشند و با تفرقه و جنگ داخلی بین مسلمانان اصل اسلام تضعیف شود و... .و اگر اصل اسلام را هم در نظر نگیریم با این کار در این شرایط باعث می‏شویم که جان مومنی به خطر بیفتد.
ممکن است که بپرسیم که پس این همه احادیث که در این مورد هست چی؟ داداش گلم حرف حق رو باید زد ولی نه جلوی همه و همه جا.هرسخن جایی و هر نکته... .آن احایث را تمامی مراجع ما بهتر از من و تو بلدند.
چندی پیش که رهبر انقلاب به کردستان رفته بود، امام جمعه‏ی اهل سنت کردستان یک کلیپ از آقای دانشمند برای ایشان پخش کرد که آقای دانشمند نه تنها اهل سنت و خلفا را لعن می‏کنند و ... .رهبر انقلاب آنجا فرمود:من معذرت می‏خواهم!
واقعا رهبر برای یک همچین کسی باید معذرت خواهی کند.برای چه معذرت خواهی کرد؟برای اینکه مدل اهل سنت انقلابی ایران تقویت شود و اهل سنت در زمین ایران و درجهت خواسته‏های ایران و تشیع و انقلاب کار کنند.
آن احادیث را آقای سیستانی هم خوانده است.وقتی از آقای سیستانی می‏پرسند که آیا اهل سنت برادران ما هستند جواب می دهد که آنان برادران ما نیستند، بلکه جان ما هستند.
منبع:سایت اطلاع رسانی آیت الله سیستانی.اگه نظری متفاوت دارید بگید با دلیل.

حرف آخر: این جمله را از روباه پیر یادبیاوریم که تفرقه بیانداز و حکومت کن... .
چندی است کتاب انسان ۲۵۰ ساله را می خوانم.این کتاب درباره ی شیوه مبارزات سیاسی ائمه علیهم السلام است.دانستن شیوه مبارزاتی آنان بسیار در بصیرت افزایی کمک می کند.



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: اهل سنت, سنی, شیعه, برادر, وحدت
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : جمعه 20 بهمن1391
زمان : 19:31
بیانیه 40 دفتر مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان


بسم الله الرحمن الحیم

"ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا"

و نزاع نکنید تا سست نشوید و قدرت شما از میان نرود و صبر و استقامت کنید. انفال/46

آنچه در مجلس شورای اسلامی رخ داد، عملی توجیه ناپذیر و تاسف بار بود؛ پیش از این بارها حضرت امام خامنه‏ای از ضرورت وحدت و همدلی بین مسئولین سخن گفته بودند و دعوت به حفظ آرامش کشور و عدم علنی کردن اختلافات کردند. نکته بسیار مهم آن است که ایشان در چند ماه گذشته چنین فرموده بودند:
"از امروز تا روز انتخابات هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعا به کشور خیانت کرده است." دیروز در پی استیضاح وزیر کار در مجلس شورای اسلامی اتفاقاتی رخ داد که قلب امام و امت را در دهه فجر انقلاب به درد آورد . این رخداد پس از عملکرد دور از توقع مجلس شورای اسلامی بر سر مچ گیری و مچ اندازی در اواخر دوره ی دولت و همچنین عملکرد تاسف بار رئیس جمهور در این مقطع بسیار حساس در جهت خواست مقام معظم رهبری و مردم نبوده و نیست لذا ادامه‏ی این وضعیت به هر طریق اعم از نامه نگاری، نگارش بیانیه، تشکیل کنفرانس‏های خبری و... در تناقض با خواست مردم و مقام عظمای ولایت است. خوشبختانه بعد از اتفاق دیروز سکوت طرفین نشان دهنده علائم مثبتی است که امید است ادامه دار باشد تا بلکه از خاطر ملت فراموش شود و جلوی بهره برداری های مضاعف دشمنان ملت و نظام را بگیرد . همچنین از تمام رسانه ها انتظار می رود تا با دوری از دامن زدن به اختلافات از بزرگتر شدن این قضیه جلوگیری کنند. خیانت، کاسه‏ی صبر ملت مسلمان را لبریز می‏کند و ادامه دادن به این قضایا و هر عملی و حرفی در این راستا نه تنها مسئولان را بیش از پیش از مقبولیت می‏اندازد بلکه موجبات لبریز شدن صبر این ملت را نیز فراهم خواهد ساخت. امیدواریم که مسئولان نه به هوای نفس خود بلکه به حکم شرعی ولی فقیه عمل نمایند و سوگندنامه‏ی خویش را مرور کنند و از آن تخطی نکنند. اختیارات قانونی که به مسئولین و نمایندگان مردم تنفیذ میگردد باید در راستای حل مشکلات مردم و اجرای هرچه دقیق تر احکام اسلامی مورد استفاده قرار گیرد نه آنکه مبنایی برای مچ گیری ها و اختلاف افکنی ها باشد. یکی از مهمترین شعارهای نمایندگان مجلس و رئیس جمهور در انتخابات ولایتمداری بود لذا انتظار می رود که نمایندگان و دولتمداران به شعار های خود در عمل نیز پایبند باشند و از اعتماد مردم در جهت منافع شخصی و گروهی سوء استفاده نکنند چرا که این اختلافات در جهت برطرف ساختن منافع و نیاز های مردم هرگز نبوده و نخواهد بود. ما دانشجویان اعلام میداریم علنی ساختن اختلافات تحت هیچ شرایطی از مسئولین پذیرفته نیست لذا تاکید می ورزیم که هرگز نباید چنین اتفاقی تکرار گردد. در پایان نیز به رهبر معظم انقلاب، ولی و مقتدایمان حضرت امام خامنه‏ای عرض می‏نماییم که چشم ما به اشارت شما و گوشمان به سخنانتان است.

پس از تحریر: ظهور نزدیک است... .



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: اتحاد, خیانت, بیانیه, همدلی, لجبازی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : سه شنبه 17 بهمن1391
زمان : 11:3
عقب‏تر از غرب


بسم الله و ایاه نستعین 

ما در بسیاری از چیزها عقبتر از غربیم.
برای نمونه در مورد تکنولوژی و... .البته با نصرت الهی فتح را باید نزدیک دید.نمونه‏ی دیگر که مورد تاکید است، آنکه ما به سمت مدرنیته پیش می‏رویم ولی غرب این دوره را پشت سر گذاشته است و وارد دوره‏ی "پسامدرن" شده است.یعنی غرب از دوره‏ای که از علم مست بود و فکر می‏کرد که علم به تنهایی تمامی سعادت بشر را تامین می‏کند فاصله گرفته و فهمیده است که انسان بعدی معنوی نیز دارد و باید این خلا پر شود.و نتیجه‏ی آن هم روی آوردن مردم در غرب به معنویات و انواع عرفان‏ها بوده است.(البته بسیاری از تحلیل‏گران به درستی تحلیل می‏کنند که پدیدآورنده‏ی عرفان‏های کاذب در غرب خود سردمداران فراماسون در غرب هستند تا به این وسیله از گشترش اسلام جلوگیری کنند.)‏
به هر حال دانشگاه‏های ما به دوره‏ی "پسامدرن" وارد نشده اند و همچنان مست از غرب و علم در غرب هستند که این نکته‏ی ضعفی است.چراکه مصداقی از غفلت است و غافل هم از غفلت خود بی‏خبر است.کاش کسی باشد که با دریل این را به مغز بسیاری دانشگاهیان و دانشجویان فرو برد که قبله‏ی آمال شما-غرب-هم دریافته است که علم کافی نیست و بیایید عقب مانده‏ی فکری نباشیم!!!

پس نوشت:برای عمل حقیقت مجبور می شویم گاهی روی دوستان خود نیز قد علم کنیم.اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و قلة عددنا و شدةالفتن بنا و تظاهر الزمان علینا...



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: پسامدرن, مدرن, مدرنیته, عقبتر از غرب, مست علم
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن1391
زمان : 11:2
هاشمی بهرمانی(رفسنجانی)


بسم الله
آقای هاشمی رفسنجانی چند روز پیش گفته بود:
"جامعه از من توقع دارد که بیشتر در مسائل سیاسی ورود کنم."
چند نکته و سوال:1-کدام جامعه و آن جامعه شامل چه اقشاری است؟
2-مسائل سیاسی یعنی چه و آیا آن مسائل سیاسی با مسائل اقتصادی رابطه دارد یا نه؟
3-توده‏ی مستضعف و قشر متوسط جامعه خیلی وقت است که توقعاتش را از "یار قدیمی انقلاب" پایین آورده است.
4-خیلی‏ها اسم آقای هاشمی را مرد بحران گذاشته‏اند و طوری القا می‏کنند که بحرانی وجود داشت و هاشمی آمد و آن بحران را خاموش کرد.درصورتی که بحران در زمان آقای هاشمی بوجود آمد و تنها رئیس جمهوری بود که در نمازجمعه‏ی تهران به او شلیک شد!آن هم نه از سوی ضد انقلاب؛ که از طرف یک "مستضعف"!

پس نوشت: در مشهد الرضا انشالله دعاگوی شما خواهم بود... .



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: هاشمی, یارامام, بهرمانی, اکبرشاه, رفسنجانی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : یکشنبه 8 بهمن1391
زمان : 11:44
دنبال اعلم نگردید...


 

آیت الله احدی شاگرد علامه حسن زاده آملی چند روز پیش در یک سخنرانی در همدان یک خاطره را از آیت الله بهجت (رحمه الله) نقل کردند که مضمون آن در زیر آمده است:

روزی یک جوان دانشجو نزد آیت الله بهجت (رحمه الله) رفت و جلوی همه با لحنی تند گفت: آقای بهجت!  اعلم کیست؟ ظاهرا هدف آن جوان این بوده است که از آیت الله بهجت بشنود که کسی غیر از آیت الله خامنه ای اعلم است. آیت الله بهجت (رحمه الله) فرمود: دنبال اعلم نگردید، ببینید علم دست کیه!

پس نوشت: در کربلا وقتی کمر امام حسین شکسته شد که علم از دست علمدار افتاد... .



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: احدی, بهجت, خامنه ای, علم, علمدار
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : دوشنبه 2 بهمن1391
زمان : 15:19
سه نکته‏ی کوتاه


 

1-انتظار برای آمدن امام زمان(عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏شریف)یعنی انتظار برای آمدن کسیکه طاغوت‏های جهان را براندازد.امام خمینی حداقل یک ملیونیوم کل طاغوت‏ها را برانداخت و حداقل یک ذره به امام زمان کمک کرد!من و تو چی کار کردیم؟

3-در احادیث انتظار برای موعود را افضل اعمال نامیده‏اند، یعنی انتظار یک عمل است، نشستن نیست.انتظار چیزی است که جزئی از آن عمل و سعی و تلاش و... است.

2-برکت جمهوری اسلامی به این است که راحت پرچم یاحسین(علیه‏السلام)را به در و دیوار می‏زنیم!همین کافی است... .

 
نفس آخر:     ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
                           خیری ندیده‏ایم از این اختیارها

 

 



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: برکت جمهوری اسلامی, انتظار, افضل اعمال, طاغوت, مهدی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 30 دی1391
زمان : 17:41
خلاصه‏ی چند تحلیل و خبر


انتشار قسمت‏هایی از کتاب "صراحت‏نامه" یا بهتر است بگوئیم "جسارت‏نامه"ی آقای رفسنجانی در سایت ایشان به نظر طرحی است برای به‏روز کردن نامه‏های بدون سلام و والسلام هاشمی است و از طرفی برای توجیه و تطهیر ایشان است.

اکبر گنجی در بی‏بی‏سی سخنانی به این مضمون گفته است:
-حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری بالا خواهد بود.
-اگر کسانی که در معرض رد صلاحیت هستند مثل خاتمی، عبدالله نوری، خوئینی‏ها کاندید شوند، برای نظام هزینه‏زا خواهند بود.
همچنین اکبر گنجی در یک تناقض بسیار بزرگ گفت: بین مشروعیت و همبستگی تناسب و رابطه وجود دارد ولی اگر یک نظام استبدادی 100% هم رای بیاورد مشروعیت ندارد.

دلیل اینکه بعضی ها فقط برای ریاست‏جمهوری احساس وظیفه می‏کنند:
1-بعضی می‏خواهند که از ذهن ملت فراموش نشوند و می‏دانند که فراموشی‏شان یعنی مرگ تدریجی سیاسی ایشان.
2-بعضی تا کاندید شدن هم پیش می‏روند اما به نفع کاندید قدرتمندی می‏کشند کنار تا رضایت آن کاندیدا را برای یافتن قدرتی در آینده جلب کنند.
3-گروه سومی که ان‏شاءالله اقلیت نیستند (!) واقعا احساس وظیفه برای خدمت به مردم می‏کنند.

سخنان جنجالی کشیش ایتالیایی(دون پیرو کورسی):
دامن کوتاه و لباس نامناسب دلیل افزایش خشونت علیه زنان است.
این کشیش بعد از سخنانش به دلیل فشارهای سازمانهای دفاع از حقوق زنان مجبور به استعفا شد!

داوود احمدی نژاد برادر رئیس جمهور:
هرکس خود و یارانش را خط قرمز قلمداد کرد، منحرف شده است.

مانع اصلی بیداری اسلامی و همچنین علت عدم وجو دولت‏های قدرتمند در بین اعراب یک چیز است:عدم اتحاد که بین قبائل و تعصب قبیله‏ای مردمانشان.

با فتوای ارتداد سلمان رشدی، خیلی از سفرای کشورها از ایران رفتند ولی کمی بعد دست از پا درازتر برگشتند.در زمان رهبری آقا هم ما را  به تروریسم متهم کردند و بسیاری از سفیرها از ایران رفتند ولی مثل قبل برگشتند. از قهر کردن موقتی سفرا نباید ناراحت باشیم...!

مهم: در تحلیل‏های بسیاری از وقایع باید خود را جای مردم و عامه بگذاریم.تفکرات مردم اتفاقات را نتیجه می‏دهد و قدرت دست مردم است.بسیاری از نخبگان و احزاب در ایران به این دلیل از یک واقعه تحلیل‏های متفاوت دارند که یا آن تحلیل به نفعشان است و یا اینکه خود را جای مردم نمی‏گذارند و اتفاقات را از چشم مردم نمی‏بینند.

تداوم سخنان فتنه‏انگیز از آقای هاشمی در سایت ایشان؛ ایشان در سایتش بعضی از خاطرات 9دی را آورده است.مثلا گفته است که روز نهم دی‏ماه 64 حضرت آقا در نامه‏ای به امام، از ایشان انتقاد کرده بود.بر فرض صحت دلیلی هم برای انتشار این‏گونه حرف‏ها نیست.ولی با روحیه‏ای که از آقا سراغ داریم- که برای مثال ایشان فرموده بود که اگر امام به من بگوید که برو در فلان روستای استان سیستان و بلوچستان برای انقلاب کادرسازی کن، این کار را می‏کردم- این سخنان به آنگونه که بیان شده است درست نیست!در ضمن آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات نه دی خودشان اضافه کنند که در 9 دی 88 مردم علیه چه کسانی، چه شعارهایی دادند!



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: تحلیل, اکبرگنجی, بی بی سی, بیداری اسلامی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : یکشنبه 24 دی1391
زمان : 13:18
انتقادات به حضرت ماه!


 لطفا قبل از خواندن متن نگاه لطف به نکات زیر بیاندازید:

۱-نوشته‏ی زیر کار یک دانشجوی بی‏سر و پای ساده است با زبانی قاصر و فهمی کم. لذا اشکالات و نقایص آن را پای حقیر بگذارید نه پای مکتبم؛ چه من معلم مکتب خویش نیستم، ولی می‏گویم که در فهمیدن حقیقت تلاش می‏کنم.
۲-نظر خود را به سمع بلند بنده برسانید.ولی برای فحش دادن پیام خصوصی بگذارید تا اگر با گونی بزرگ نیمه شب بردندتان، بتوانید بخورید قسم حضرت عباس را که بنده آنتن بودم.گفتن نظر شما در تفکر و هدایت بنده موثر است.
۳-لطفا به ایرادهای املایی و نگارشی چندان توجه نکنید، چه که بنده خودم مدعی‏ام که استادان ادبیات اشتباه می‏کنند نه بنده.کی به کیه؟دو دو تا، ۱۶ تا!
۴-قسم می‏خورم که چند ساعتی روی آن و زیرش نیز کار کرده‏ام، و برای تایپ آن تا لحظه‏ی گذاشتنش بر روی وب، چشمم را گذاشته‏ام. همچنین پول خویش را نیز با تمام محبتی که بدان داشتم خرج کرده‏ام از جهت پیامک برای حدود ۱۵۰ نفر.هر نفر دو پیام که هر پیام ۱۰ تومان.جمعا می‏کند ۳۰۰۰ تومان؛ معادل ۱ دلار به نرخ بازار و ۲ دلار به نرخ دولتی.البته پیامک‏های بنده موجب مزاح و فراخ خاطر عده‏ای از مومنین گشت که بسی مایه‏ی خوشحالی است؛ الحمدالله.
۵-لطفا منصفانه بخوانید اگر زحمتی نیست.
۶-این نوشته را به خاطر لحنش و همچنین بعضی حرف‏هایش نمی‏توانستم و مصلحت نبود نیز، توی نشریه‏ای چاپ کنم و می‏خواستم خودم بازخوردش را مستقیم ببینم، برای همین توی وبم گذاشتمش. همچنین اگر در نشریه‏ای چاپ می‏شد بسیاری از دوستانم نمی‏دیدند.
۷-والله قسم، به جون مامانم و به هر آنچه که من و شما قبول داریم، این نوشته برایم هیچ فایده‏ی مادی‏ای ندارد.من درون یک کارخانه‏ی تابلوبرق‏سازی خصوصی کارخواهم کرد؛ انشاءالله.بابام هم وزیر نفت نیست که بعضی شاید تصور کنند که شکممان سیر است.البته الحمدالله.
۸-آنقدر برایم این مسئله مهم بوده است که از وقتی که باید درس بخوانم تا نیفتم امتحان را زده‏ام تا این حرف‏ها را برای دوستام بزنم.
۹-منظور از حضرت ماه (به قول داداش حسین)، آقای سید علی خامنه‏ای می‏باشد.
۱۰-گفتم نکات رند باشه، ده عدد!
توکلت علی الله

و اما انتقادات از حضرت ماه:
چندی است که شکممان به ما فشار آورده و ما به مغزمان که بکنیم انتقاداتی از حضرت ماه(آقای رهبر)! الکی نیست که حدیث است که معاد ندارد کسی که معاش نداشته یاشد. خب از کسی که معاد ندارد و معاش نیز (خودم را می عرضم) انتظارداریم که برای دفاع از ولایت فقیه کار کند؟ و آن گرسنگی ویادلایل دیگر هم باعث شده است که بشوریم همه را!حتی به ناحق!حتی به ناحق!
می‏شنویم و می‏گوئیم که رهبر اگر می‏تواند چرا درست نمی‏کند؟ کمی رنگ علمی بودن و فهمیدن به بوممان می‏زنیم و در محیط‏های (به اصطلاح) دانشگاهی می‏فرمائیم که :در یک سیستم مسئولیت تمام اجزا به راس سیستم برمی‏گردد و اگر در یک سیستم همه‏ی خوبی‏ها به یک نفر و به یکی از اجزاء برمی‏گردد، همه‏ی اشکالات نیز به او بر می‏گردد و از این دست اشکالات و انتقادات که همه می دانیم. حالا بگویم برایتان از آنچه که می‏دانم و ناقص است:

۱-تنهایی و بدون افراد متخصص، متعهد و با برنامه، حضرت ماه که هیچ، خود خورشید (یعنی مولا علی علیه‏السلام) هم نمی‏تواند کاری بکند.

۲-اگر حضرت ماه در هر برنامه‏ای دخالت کند، ابهتش شکسته می‏شود و فرمان دادن و دخالت های ایشان یه چیز عادی می شود و دیگربعد از چندبار دستور در موارد کوچک، دیگر مسئولی به حرفش گوش نمی‏دهد و آنگاه دیگر نمی‏تواند در مسائل مهم دخالت کند، چرا که دیگر کسی به حرف او گوش نمی‏دهد و همچنین در این صورت همین من و تو هستیم که او را به دیکتاتوری متهم می‏کنیم!!! با همین وضعیت الآن هم بخاطر ایراد گرفتن ها و دستورات و ارشادات حضرت ماه، خیلی‏ها ناراحت شده‏اند و گوش نمی دهند.مثال‏ فراوان است؛ برای نمونه: حضرت ماه در قضایای 88 و بعد از آن نماز جمعه‏ی معروف 29 خرداد 88 فرمود که: ((اگر ما یک حرفی را عموما می‏زنیم، اینطور نیست که یک دفعه بیایم در عموم حرفی را بزنیم، قبلش پیغام خصوصی، دیدار خصوصی و... اگر نتیجه نداد مجبور می‏شویم بیایم در جمع حرفی بزنیم.)) این یعنی وقتی در دیداری دانشجویی خطاب به لاریجانی و مجلسی‏ها در تاریخ 13 آبان می‏فرماید که: (( تا اینجا طرح سوال از رئیس جمهور خوب بود و ناشی از احساس وظیفه بود ولی از اینجا به نفع ملت نیست و دشمن را شاد می‏کند))، چندین بار قبلش خصوصی به آن‏ها گفته‏بود که اینکار را نکنند و آن‏ها گوش نکردند.ویا نمونه‏ی دیگر وضعیت سینمای ایران است.آیا وضعیت سینما آنطور هست که آقا می‏خواهند؟ در این کشور هر کاری به خواست رهبر نیست.مثلا آیت الله حسین مظاهری می فرمایند که من در یک دیدار خصوصی به رهبر انقلاب -که رئیس صداوسیما را مستقیما ایشان انتخاب می کنند- گفتم که از وضعیت صدا و سیما ناراضی هستم و رهبر انقلاب هم فرمودند: من هم ناراضی هستم، وبسیار هم تذکر می دهم.وایشان به مسئولان صداوسیما دستور داد که به دیدار آیت الله مظاهری بروند تا انتقادات را از ایشان بشنوند.خب آقا و کارگزاران خوب آقا خیلی جاها هم از لحاظ قانونی دستشون بسته است.مثلا نمی تونن به راحتی کارمند ناخلفی رو اخراج کنند و... . ودر صدا و سیما با این وضعیت افراد غیرولایی زیاد است.خب از تعداد بالای این احکام و درخواست‏های عمومی رهبر از مسئولان و افرادی خاص در طول هرسال نتیجه می‏گیریم که در این سیستم همه گوش به فرمان راس نیستند و وقتی اینطور نیستند، پس نمی‏توان همه‏ی اشکالات را گردن مسئول سیستم انداخت.در ضمن منظور از افراد متعهد افرادی نیست که صبح تا شب نماز می‏خونن بلکه یعنی کسانی که دزد نیستند و اختلاس و... نمی‏کنند.حضرت ماه هم برای اینکه خودش توی همه چیز وارد نشود و خودش را هزینه نکند که همیشه حرفش را گوش کنند، صدها بار در طول بیش از بیست سال رهبری اش از همه، مخصوصا از دانشجویان خواسته است که عدالت‏طلب باشند و دانشجویان از مسئولان سوال کنند.ولی حضرت ماه چه کند وقتی که در بعضی از خوابگاه‏ها می‏بینیم که دانشجویان ورودی 91 در خوابگاهشان عروسک بازی می‏کنند و یا بر سر رنگ روژه لب دوستانشان بحث می‏کنند و دانشجو دانشجو نیست؟!؟!؟در این صورت که عدالت طلبی از دانشجو وجود ندارد، حضرت ماه مجبور می‏شود خودش هزینه شود و همچنین به دانشجویان بگوید: شما تحلیل داشته باشید حتی اگر تحلیلتان غلط باشد.مشکل و اشکال ما اینست که به چیزهای اصلی و سرنوشت خود فکر نمی‏کنیم و نمی‏دانیم در کشور چه خبر است و با حرف هرکسی به سمت بادی که او می‏خواهد، می‏رویم.وقتی بعضی از خبرنامه هایی را که گسترشش توی سطح جامعه به نفع مردم نیست، انسان می بیند می فهمد که چقدر کار برخلاف خواسته و نظر آقا انجام می شود.البته از خبرگزاری ها هم تاحدود زیادی می توان این را فهمید.

‎۳-رهبر به آن صورت که باید پشتوانه‏ی عمومی ندارد.چنانچه مولاعلی علیه السلام هم به نسبت پیامبر کمتر مقبولیت داشتند ولی مشروعیتشان صددرصد درست بود.قیاس نمی کنیم ولی تاریخ عبرت آموز است دیگه.پشتوانه‏ی عمومی فقط رای دادن سر صندوق‏ها نیست.رای دادن و در صحنه بودن قسمتی از وظایف است.کداممان رفتیم مطالبات آقا را از قشری که در آن حضور داریم بخوانیم؟ اگر خواندیم که مطالبه‏ی حضرت ماه از جوانان چیست و همه عمل کردیم و آن وقت مشکلی بود، اشکال به رهبر بر می‏گردد.تازه در همان "در صحنه بودن" هم درست عمل نکردیم.چند نفر هستیم در این مملکت مسلمانان (!) که اگر رهبر فرمانی عمومی داد، حاضر باشیم واقعا آنطور باشیم که از روی بصیرت کامل حاضر باشیم جانمان را هم برای اجرای آن حکم بدهیم؟!؟

۴-ولی‏فقیه و هیچ کسی که نمی‏تواند متخصص همه چیز باشد! حضرت ماه نمی‏تواند برای همه چیز برنامه بدهد و اگر هم بدهد کسی گوش نمی‏کند؛ ایشان رهبر هستند و طبق وظیفه‏ای که در قانون اساسی برایشان نوشته شده است باید رهبری کند و در غیر از نیروی‏های مسلح وظیفه‏ی مستمر اجرایی ندارند.یعنی اهداف و راه رسیدن به اهداف را بگوید و می‏گوید.چه کسی باید راه را برود؟!؟ اگر ایشان هم شخصا بخواهند برنامه‏ای را اجرا کنند، کدام برنامه را اجرا کنند؟ کدامیک از نمایندگان مجلس و بزرگترها و کوچکترهای مملکت برنامه‏ای را پیشنهاد داده‏اند؟ کدام برنامه‏ای از نظر علمی کامل است و غرض‏های سیاسی و مالی درش نهفته نشده است؟ روی هوا حرف نمی‏زنم.بنده از بعضی از مسئولان پرسیده‏ام و چیزی جز توجیه، نشنیده‏ام! حضرت ماه بعد از اختلاس بزرگ که مجرمان به جزای جرمشان هم رسیدند و اعدام شدند و چندین نفر هم عزل و حبس مادام العمر نصیبشان شد فرمودند:" من 10 سال پیش گفتم که چه بکنند، ولی وقتی عمل نمی‏کنند چه کنم؟وقتی عمل نمی‏کنند، این اتفاقات می‏افتد که ناامیدی مردم را در پی دارد."

۵-طبق قرآن حضرت موسی علیه‏السلام در برابر ولی خود یعنی حضرت خضر عدالت‏طلبی کرد و تشر می‏زد که تو چرا آن بچه را کشتی و یا چرا آن خرابه را تعمیر کردی و یا چرا آن کشتی را سوراخ کردی؟ البته ولی خداوند ثابت می‏کند که کارش صحیح است و توضیح می‏دهد ولی قرآن کار موسی را نکوهش می‏کند.عدالت را نباید در برابر ولایت گذاشت.ولایت از ظرایفی برخوردار است که ما همه‏ی دلایل را نمی‏فهمیم!و در ضمن ایشان نمی‏تواند مستقیما به سوالات 75 ملیون نفر پاسخ دهد.ولی همین رهبر دیدار پرسش و پاسخ با دانشجویان گذاشته و مستقیما به سوالات دانشجویان جواب داده‏اند.البته این به معنای سوال نکردن نیست، به معنای سریع قضاوت نکردن است.اگر خیلی مردیم بیاییم و دربرابر کار مسئولانی که غیر علمی عمل می‏کنند عدالت‏طلبانه بایستیم و به خاطر خداوند اولا و به خاطر رهبرمان و کشورمان ثانیا هزینه بدهیم.اگر ما در جهت تقویت رهبری کار نکنیم، همه و همه و همه می‏دانیم که مرزهای جغرافیایی این سرزمین به خاطر منابع آن و دشمنان و...بار دیگر تغییر خواهد کرد!

۶-عموما این سوالات به این نتیجه می‏خواهند برسانند ما را که رهبر آدمی بی تقواست!دوست و دشمن به اخلاق‏مدار بودن او و صبر و بخشش و زندگی ساده‏ی او حکم کرده‏اند.زندگی ایشان بسیار ساده‏است.حتی میرحسین موسوی‏ها و خوئینی‏ها و کسانی که با رهبر مشکلات مبنایی دارند این را گفته‏اند و خلاف این را نگفته‏اند! لطفا همه جانبه خود را جای حضرت ماه بگذاریم.خود را جای رهبر بگذاریم که چگونه این مردم و ایم مسئولین را باید اداره کرد؛ مردمی با این سطح نامناسب فرهنگی (مثلا در زمینه‏ی کار مفید در ادارات) و مسئولانی که منافع شخصی‏شان را بر منافع عمومی ترجیح می‏دهند و دائما هم پشت رهبر قایم می‏شوند. ولی آقا گفته‏اند که از همه سوال کنید و به خاطر منسوب بودن به من رهایشان نکنید.

۷-تو رو قرآن تاریخ را بخوانیم.اگر بدانیم که مولا علی علیه‏السلام در شرایط مشابه چطور عمل کرده‏اند به این نکته پی میبریم که رهبر نیز درست عمل کرده‏اند.مثلا حضرت مولاعلی علیه السلام بسیاری از کارگزارانش را که بد هم بودند، عزل نمی‏کرده و به نصیحت و توصیه و تذکر و توبیخ اکتفا می،کردند.و نهج البلاغه پر است از نامه ها و خطبه های توبیخی و سرزنش آلود به کارگزاران مولا.به دو دلیل ایشان همه ی کارگزاران را عزل نمی کردند:اول)بهتر از آن ها نبوده است و قحط الرجال بوده است.دوم)مردم با عدم درک درست ولایت بهش اعتراض می،کردند و در این صورت اصل حکومت اسلامی که حداقل 10 درصد از احکام الهی را اجرا می کند، در خطر می‏افتاد.در زمان خلافت مولا علی علیه‏السلم هم کسی به نام زیادبن‏ابیه کل خزانه‏ی یک شهر رو خالی کرد و شبانه فرار کرد.آیا می‏توان نتیجه گرفت که علی علیه‏السلام بد است؟

۸-بسیار مهم: به خاطر بسته بودن دست ایشان، حضرت ماه نمی‏تواند رهبری را رها کند.چرا که:اولا) اوضاع بدتر می‏شود. دوما) وجود ایشان منشا بسیاری از خیرات بوده است.مثلا در فتنه‏ی 88 اگر ایشان مقاومت نمی‏کردند، در هر انتخاباتی در آینده، بازنده می‏خواهد به هر نحوی به قدرت برسد و با تهدید کردن نظام اسلامی و قانون گریزی قدرت پیدا کند.و یا وقتی بعضی‏ها مثل اکبر گنجی در اواخر ریاست جموری هاشمی رفسنجانی می گویند که هاشمی به خاطر لیاقتش رئیس جمهور مادام العمر بشود و فشار هم  می‏آورند، رهبر در تبریز می‏گوید که ان‏شاءالله آقای هاشمی رفسنجانی بعد از دور دوم ریاست جمهوریشان در پست‏های دیگر خدمت کنند.و یا در برابر نمایندگان مجلس ششم که می‏خواستند تاریخ انتخابات را به عقب بیاندازند و بیشتر در مجلس بمانند، آقا مقاومت کرد و با وجود تحصن نمایندگان مجلس، انتخابات سر تاریخ معین برگزار شد و رهبر جلوی دیکتاتوری را گرفت.در صورتی که اگر رهبر در این قضایا کوتاه می‏امد بین خیلی از افراد بالای حکومتی محبوب می‏شد و علت اینکه ایشان در بین افراد بالای حکومت خیلی محبوب نیست ولی در بین عموم محبوب است همین دفاع از حقوق مردم است.و یا حضرت ماه در برابر اعتراضات دانشجویان در تیر 78 با اینکه بسیجی‏ها جلوتر از رهبر به غلط رفتند تا اعتراضات را سرکوب کنندو خلاف خواسته‏ی آقا حرکت کردند، رهبر کشور را آرام کرد و آن کسانی رو که در حقیقت بسیجی‏نما بودند سرزنش، ملامت و توبیخ کردند.ده ها مورد از این دست کارهای حضرت ماه در هر سال رهبری ایشان موجود است.باید تاریخ را خواند.امام خمینی هم همینطور؛مثلا بعد از انقلاب اگر آمریکا بلافاصله به ما حمله می‏کرد ما نابود شده بودیم!ولی امام خمینی با تدبیر خودش بازرگان را که ملی مذهبی بود و عقایدش چندان ضد استکبار و امپریالیسم (آنطور که اسلام می‏خواهد) نبود، بر راس کار می‏گذارد تا: اولا آمریکا حمله نکند و فکر کند که با هزینه‏ی کمتر هم می‏توان به ایران و سیاست در ایران نفوذ کند و در این فرصت ایران ارتش را تصفیه و سازماندهی کند و سپاه را بسازد و دوما افکار و اقدامات اشتباه ملی مذهبی‏ها را در همان اول انقلاب به مردم بنمایاند، چنانچه افکار غلطشان در قضیه‏ی تسخیر لانه‏ی جاسوسی مشخص شد.

۹-عده‏ای هم می‏گویند که امام خیلی قاطع‏تر بود.خب رهبر هم خیلی قاطع است وحتی بسیاری از قدیمی‏ها می‏گویند که آقا قاطع‏تر است.مثلا در قضیه‏ی بازرگان یا بنی صدر که در جنگ نظامی به کشور خیانت می‏کرد ولی چون رای مردم را داشت، چقدر امام کوتاه آمد و صبر کرد تا آخر هم نمایندگان مجلس رای به عدم کفایتش دادند و امام هم بعد از رای مجلس عزلش کرد و یا ده‏ها قضیه که امام را تحت فشار می‏گذاشتند و امام مجبور می‏شد قبول کند.مثلا امام درخاطرات بعضی آقایان سازندگی هست که می رفتیم پیش امام نظرمان را بیان می‏کردیم، امام مخالفت می‏کرد، اصرار می‏کردیم و امام قبول می‏کرد.مثلا امام خمینی ده روز قبل از قبول قطعنامه در یک سخنرانی می‏فرمایند که امروز باید جبهه‏ها پر شوند و ... .چه می‏شود که این فرد با این همه تجربه و با این همه فهم سیاسی که بزرگترین انقلاب تاریخ را مدیریت کرده چند روزبعد قطعنامه را قبول می‏کند و می‏گوید که ولی هنوز جنگ تمام نشده است؟آیا جز این است که امام بخاطر اصرار بعضی‏ها مجبور شدند قبول کنند؟!؟
ولی حضرت ماه فرموده‏اند:"اگر عرصه را بر ما تنگ کنند، صلح امام حسن علیه‏السلام پیش نخواهد آمد و قیام امام حسین علیه‏السلام پیش خواهد آمد!"

۱۰-عباس بودن یعنی ولایتپذیر بودن و کوفی نبودن یعنی تا زمانی که حسین علیه‏السلام-امام معصوم- نیامده است، ولی مسلمین مسلم-نایب امام معصوم-است.مردمی که نایب ولی را رها کردند ضربه خوردند.مثلا همین کوفیان که داستانشان را خوانده‏ایم و یا بنی اسرائیل که در زمان غیبت معصوم-حضرت موسی-نایبش-هارون-را رها کردند و بعد گوساله‏پرست شدند.

۱۱-ضد حضرت امام علی علیه السلام هم تبلیغ می‏کردند.آنقدر تبلیغ می‏کردند که بعد از شهادتش، مردم می‏گفتند مگر علی نماز هم می‏خواند که در محراب مسجد شهید شد؟تبلیغ و حرف مردم دلیل بر بد بودن نمی‏شود!

۱۲-نمی‏دونم که آیا شما سابقه‏ی مدیریت داشتید یانه!منظور مدیریت اداره نیست، یه مدیریت بسیار ساده.من وظیفه داشتم که 15 تا بچه رو ببرم فوتبال.واقعا نمی‏شد جمعشون کرد نه می‏شد درست تو بازی قضاوت کرد چون خیلی‏ها ناراحت می‏شدند، نه می‏شد حق ضعیف‏ها رو خورد.رفت و برگشتشون هم پدرمو درآورد.مدیریت حضرت آقا دربرابر این ملت و مسئولان غیرقابل پیشبینی در حد اعجاز است.

۱۳-آری! مشکل از روحانیت هم است! چون اولا تعدادشان کم است، تعداد کل روحانیون که صدوده هزار نفرند، یک ششم ورودی‏های امسال رشته‏های علوم انسانی است؛ یعنی 600 هزار ورودی علوم انسانی غیر متصل به وحی، آن هم در یک سال دربرابر 110هزار روحانی.دومین اشکالشان تمرکز آن‏ها در قم و مشهد است.سومین اشکالشان عدم حضور بین جوانان است.چهارمین اشکال عدم بیان ظرافت‏های ولایت است و... .

ابوذر هم در زمان خلافت اولی و دومی ذکر علی علیه السلام رو می‏گفت و کتک می‏خورد و مسخره می‏شد.اما نه خجالت کشید و نه از گفتن حقیقت دست برداشت.عمار هم برای مردم بسیاری از چیزهایی رو که حقیقت بود بهشون می‏گفت و وقتی حضرت ماه می‏گوید که "این عمار" از همین نداشتن یار گله می‏کند!

قرآن مجید: واکثرهم لا یعقلون... .پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دینداران آخرالزمان برادران من اند!و همچنین در جای دیگر فرمود: نگه داشتن دین در آخرالزمان به سختی نگه داشتن سرب مذاب در کف دست است.

((در این نوشته از بیان دلایل عقلی و دینی برای اثبات ولایت فقیه صرف نظر شده بود وصرفا جواب هایی ناقص و کوتاه برای شبهات بود.))

حرف آخر:اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه‏ای... .



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: رهبری, ولایت فقیه, انتقاد, خامنه ای, ولایت پذیری
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 16 دی1391
زمان : 2:9
نظر آیت‏الله بهجت رحمه‏ الله درباره‏ی محدوده‏ و اختیارات ولی فقیه


نوشته‏ی زیر در یک نشریه چاپ شده بود که آن را به حضرت آیت الله بهجت نسبت داده بودند.ولی چون منبعی رو بیان نکردند، من نمی‏تونم به طور قطع بگم که گفته‏ی ایشان است.اگر هم سخن ایشان نباشد آنقدر عقلانی هست که فرد منصف آن را کامل قبول کند:

می‏دانیم که دین اسلام آخرین دین، و احکام و قوانین اسلام آخرین مقرراتی است که از ذات مقدس پروردگار وضع شده است، و پیغمبری بعد از خاتم انبیا صلی‏الله‏علیه‏وآله نخواهد آمد و کتابی آسمانی بعد از قرآن کریم فرستاده نخواهد شد و باید این کتاب تا قیام قیامت، کتاب قانون بوده و عترت اهل بیت پیامبر اکرم علیهم‏السلام, مبین آن باشند.
ونیز روشن است که امت محمدی صلی‏الله‏علیه‏وآلهدر زمان حضرت حجت و معصوم حق، هر چند در زندان یا در حال تبعید باشند، می‏توانند وظیف‏ی خود را ولو با مشقت بسیار و مشکلات فراوان به دست آورند ولی سخن درباره زمان غیبت کبرای حجت حق است که در این موقعیت نمی‏توان برای مسئله بیش از سه صورت فرض کرد:
1-کتاب خدا و احکام و قوانین دین تعطیل شود؛
2-خودبه‏خود بماند، یعنی خودش وسیله‏ی ابقای خودش باشد،
3-نیاز به سرپرست و حاکم و مبین دارد که همان ولی امر و مجتهد جامع‏الشرایط است.

فرض اول عقلا و نقلا باطل است، زیرا دین مبین اسلام، آیین خاتماست و تا ختم نسل بشر باید راهنما وآیین امت باشد.
‎‏و فرض دوم نیز باطل است، زیرا قانون خودبه‏خود اجرا نمی‏شود و نیاز به شخص یا اشخاص دارد تا آن را حفظ و به اجرا در آورند.
ناچارباید به فرض سوم قائل باشیم و بگوییم جامعه‏ی مسلمین را باید ولی امر به همه‏ی شئونات و ابعاد آن اداره کند.
از سوی دیگر نیز روشن است که جامعه نیاز به تشکیلات فراوان از جمله: ارتش، آموزش و پرورش، دادگستری و... دارد، لذا باید دست ولی فقیه، در همه‏ی شئونات مادی و معنوی، مبین، شارح، راهنما و حلال مشکالت باشد.
در نتیجه ولی فقیه باید تمام شئونات امام معصوم به استثنای امامت و آنچه را که مخصوص امام معصوم است داشته باشد تا بتواند اسلام را در جامعه پیاده کند وگرنه در صورت عدم وجود تشکیلات حکومتی، دشمنان نخواهند گذاشت که حکومت و آیین اسلامی عملی شود.دلیل دیگر آنکه با استدلال خلف می‏توان گفت هیچ جامعه و کشوری با هرج و مرج پایدار نمی‏ماند از این رو قانون و حاکم و حکومتی در آن حکمفرما باشد و اگر حکومت طاغوت، حاکم باشد، دین مبین اسلام باقی نمی‏ماند و این خلاف فرض است، چون گفتیم به دلیل عقلی و نقلی باید دین مبین اسلام تا قیام قیامت باقی بماند.
((ومن یبتغ غیر اسلام دینا فلن یقبل منه))و هرکس دین دیگری غیر از اسلام را بجوید، هرگز از او پذیرفته نمی‏شود.

پس نوشت:



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت, عارف واصل, ولایت فقیه از زبان آیت الله بهجت, ولایت فقیه, اختیارات ولایت فقیه
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : سه شنبه 12 دی1391
زمان : 14:35
آرایش انتخاباتی


اگر گروه هایی که مبانی فکری شبیه به هم را دارند، برای انتخابات روی مصادیق به اجماع نرسند و همچنین چهره های مشهور و محبوب بین مردم، در انتخابات حضور پیدا نکنند و شرایط به همین صورت که پیش می رود، ادامه یابد، تعداد نامزدها زیاد می شود. نبودن چهره های مشهور اصلاحطلب و کم بودن سلیقه ها روی کمتر شدن مشارکت موثر است. البته هر آرایش انتخاباتی که جریان ها و افراد آن را رقم می زنند، فواید و آسیب هایی دارد. ولی امیدواریم در نهایت برآیند طوری شود که با مشارکت بالای 60 درصد، شخصی انتخاب شود که در معیار های بیان شده از سوی حضرت آقا صدق کند.البته هنوز به جمع بندی نهایی نرسیدم که واقع بینانه چه آرایشی شکل گیرد که مشارکت را بالا ببرد و نتیجه هم خوب شود...  .اگر شما رسیدید به بنده هم بگید.

پی نوشت: اگر مشایی تایید صلاحیت بشود و یا همان اتفاقی که در سال 84 برای معین افتاد بیفتد(یعنی شورای نگهبان او را رد صلاحیت کند ولی حضرت آقا اجازه بدهد که کاندید شود) و بعد انتخاب نشود، خوب می شود و در این صورت انتظار داریم که در این صورت مشارکت بالا می رود. البته خود آقا می داند که چه بکند و این تفکر من با اطلاعات کم من بود و ما چیروی آقا خواهیم بود.



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: آرایش انتخاباتی, اصلاح طلب, سعید جلیلی, مشایی, اصلاحات
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : شنبه 9 دی1391
زمان : 12:2
ولی خداوند


در کوفه آنچه زیاد بود، استاد اخلاق بود، سلیمان بن صرد خزایی بود.کسانیکه از ولاالظالین همه ایراد می‏گیرند اما جایی که باید هزینه دهند، نیستند و نایب ولی را تنها می‏گذارند.

در تاریخ دو جایی که مردم نایب ولی را تنها گذاشتند وحاضر نشدند که هزینه دهند، بسیار نمود دارد:

1-آنجا که بنی اسرائیل به فرمان موسی علیه السلام گوش ندادند که فرمود: تا وقتی که من در کوه طور هستم ولی شما هارون است.و نتیجه گوساله پرست شدنشان شد.

۲-آنجا که کوفیان نایب و فرستاده‏ی اباعبدالله علیه‏السلام را رها کردند و نتیجه آن بود که نایب حضرت کشته شد و کوفیان خود حضرت را هم یاری نکرند و حتی در کشتن ولی خدا همراهی هم کردند.
و هرکس نایب بر حق ولی خدا را تنها بگذارد بسیار بعید است که ولی خدا را یاری کند.

پس نوشت:غم نیست که ما میثم تمار حسینیم... .



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: کوفیان, ولی خداوند, نایب ولی, سلیمان بن صرد خزایی, بنی اسرائیل
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : سه شنبه 5 دی1391
زمان : 15:49
چکیده ی چند تحلیل


چند تحلیل اخیری رو که خوندم دارای حرف‏های عمیق و جالبی بود که خودم هم قبولشون دارم و خواستم براتون ذکر کنم:

1-در یک تحلیل نوشته بود:
مجلس گرامی، ممنون می‏شیم قبل از تصویب هر لایحه و طرحی برای قوای مجریه و قضاییه، اول به سراغ طرح نظارت بر نمایندگان بروید تا  هم گواه صداقتی بر رفتارشان باشد و هم افتخاری بس بزرگ برای مجلس نهم.

2-بعضی‏ها در مجلس می‏خواهد بگویند که عدالتخواه اند، ولی تنها در برابر ظلم‏های کوچک یا ظلم‏هایی که برخورد با آن‏ها به نفعشان است، موضع‏ می‏گیرند و این یعنی در انتخاب ظلم هم گزینشی عمل می کنند.
آقای علی مطهری نماینده‏ی محترم مردم محترم تهران جدیدا مغالطه‏ی بزرگی کرده‏اند و گفته‏اند که چون موسوی و کروبی در هیچ دادگاهی محاکمه نشده‏اند، می‏توانند در انتخابات کاندید شوند.ولی یا من ندیده‏ام و یا واقعا ایشان دربرابر دفاع از ولایت فقیه و کشته شدن 8 بسیجی در فتنه‏ی 88 موضع قاطعانه‏ای نگرفته‏اند. اگر کسی موضع قاطعانه‏ای از ایشان درباره‏ی فتنه‏ی 88 دارد با ذکر منبع بنده را آگاه کند.

3-جنبش 9 دی از جنس جنبش22 بهمن است و در آن مردم دربرابر استبداد عده‏ای از خواص از جمهوریت نظام دفاع کردند.بهترین ضامن برای جمهوریت نظام، اسلام است.

4-کسانی که در سینمای ایالات متحده ی تهران شمالی کار می‏کنند نامی را برای این سینما به عنوان سینمای ایران جعل کرده‏اند.

5-در شبکه‏های ماهواره‏ای من و تو وبی بی سی و...خبرهای مهمی را که در تضاد با تفکرشان است، بین اخبار نه چندان مهم و بدون بیان محتوای آن خبر پخش می‏کنند.

6-رابطه‏ی آمریکا و غرب با حکومت‏های خاورمیانه یا همان آسیای جنوب غربی بر اساس دموکراسی است.هرچه کشوری از دموکراسی دورتر باشد، روابط نزدیک و عمیقتری با آمریکا دارد.مردم کشورهای عربستان و قطر فرق صندوق رای با قلک را نمی‏دانند.

7-کسیکه الفبای دین و اخلاق و حیا را می‏داند، نمی‏تواند دربرابر نمایش فیل‏های آکنده از گناه بی‏تفاوت باشد.فقط نباید از ساکتین فتنه‏های سیاسی حساب کشید، بلکه از ساکتین فتنه‏های فرهنگی و اجتماعی هم باید حساب کشید.

8-حسن عباسی:از خطاهای فوق استراتژیک که تقریبا یکی از زمینه‏های براندازی محسوب می‏شود، مقوله‏ی بسط فوتبال است.

9-آقای خوئینی‏ها فحش‏های ضد نظامش را علنی نمی‏کرده ولی به نظر الآن به این دلیل علنا ضد نظام فحش می‏دهد که جریان اصلاحطلبی را جریان مخالف نظام معرفی کند و از تبدیل جریان مخالف به منتقد در نزدیکی انتخابات جلوگیری کند.خیلی از اصلاحطلبان هم از اقدامات رادیکالی او خرده گرفته‏اند ولی خاتمی سکوت کرده است... .



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: علی مطهری, تحلیل, 9دی, سینما, خوئینی ها, عباسی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : چهارشنبه 29 آذر1391
زمان : 9:8
ما هم کوفی هستیم؟


روزی حضرت علی علیه السلام بالای منبر صحبت می‏کردند.در انتهای سخنرانی از بی‏تفاوتی مردم کوفه آنقدر گریستند که محاسن و صورت مبارکشان خیس شد و فرمودند:

ماضر اخواننا الذین سفکت دماوهم الا یکونوا الیوم احیاء یسیغون الغصص و یشربون الرنق!...این اخوانی؟...این عمار؟و این ابن التیهان؟...و این نظراوهم؟....دعوا للجهاد فاجابوا و وثقوا بالقائد فاتبعوه.

ضرر نکردند آن برادرانی که (در جنگ صفین) خونشان ریخت و امروز نیستند که غصه بخورند و خونابه‏ی دل بنوشند!...کجایند برادرانم؟...کجاست عمار؟وکجاست ابن تیهان؟...و کجایند مانند آنان؟...(که وقتی)به جهاد دعوتشان می‏کردم، اجابت می‏کردند و به فرمانده‏ی خود اطمینان داشتند پس او را اطاعت می‏کردند.
(خطبه‏ی 189 نهج البلاغه)

حرف آخر: و آیا ما که علی زمان را تنها گذاشتیم، همچون کوفیان آن زمان نیستیم؟



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: کوفی, این عمار, حضرت علی علیه السلام, نایب امام, ولی خدا
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : دوشنبه 27 آذر1391
زمان : 0:59
کنترل انقلاب یا هدایت انقلاب؟


به نام خداوند و تنها به نام خداوند،نه هیچ گروه و امتی.

با رجوع به سخنان رهبر معظم درباره‏ی انقلاب، این نکته به چشم می‏خورد که ایشان مستقیم یا غیر مستقیم، خواستار تداوم انقلاب است.
انقلاب یک جریان است و جریان اگر از حرکت و تکامل و اصلاح بازایستد، دیگر جریان نیست و انقلابی که کنترل شود دیگر انقلاب نخواهد بود.ماهیت انقاب عدم کنترل آن است؛ اما آن را باید هدایت کرد تا به دست نااهلان نیفتد. در پروژه‏ای که آن را رهبرشکست‏خورده می‏نامند، هدف هادی انقلاب است.اگر نتوانند شخص هدایتگر را بزنند آنگاه با زدن تفکر او خودبه‏خود شخص را هم بی‏اعتبار می‏کنند، آنگاه انقلاب نه تنها دیگر به ضرر دشمن نیست که به فایده‏ی او هم هست؛ چه در آن صورت تفکر این نیروی بدون رهبر را، با مکر و سیاست‏بازی خودشان دردست خواهند گرفت و از آن نیرو در جهت اهداف و خواسته‏های خود استفاده می‏کنند.این یعنی مذهب علیه مذهب.برای مثال، نمونه‏ی زیر یادآوری می‏شود:
یکی از تحلیل‏هایی که به نظر نمی‏رسد دور از واقعیت باشد، اینست که نیروی عظیم اجرایی عده‏ای از مسلمانان -یا کسانی که قبلا مسلمان بودند- با نداشتن و یا نشناختن رهبری عادل و عالم و متقی، در جهتی قرار گرفت که نتیجه خدمت خالصانه و با نیت پاک عده‏ای از لااله‏الاالله‏گویان نسبت به دشمنان قرآن شد.آنان پس از سازماندهی به نام فرقه‏های بهائیت و وهابیت شناخته شدند.و نشناختن یا نداشتن رهبر حقیقی کار را به جایی می‏رساند که این گروه‏ها در برابر دشمن حربی و سوزندگان قرآن قیام نمی‏کنند، اما با هدایت متفکرین واقعی‏اش، ضد دشمن درجه یک صهیونیزم علم قیام بلند می‏کند و این نتیجه هدایت غلط است.هدایتی که حاصل نداشتن رهبری جامع‏الشرایط می‏باشد.
در پروژه‏ی رهبر شکست‏خورده یا رهبر بازنده  هم سعی اصلی، کنترل انقلاب نیست؛ هدف اصلی هدایت انقلاب به وسیله‏ی تغییر در تحلیل و تفکر مردم -مخصوصا تفکر سیاسی مردم- به سمتی است که نتیجه‏ی تحلیل مردم عدم کفایت تفکر و شیوه‏ی حکومت رهبری در برابر تهدیدات دشمنان خواهد بود.
البته با وجود ملتی که برتر از ملت حجاز در زمان رسول‏الله بوده‏اند و این را اثبات نیز کرده‏اند و با وجود سنت الهی مبنی بر یاری مومنان، این آخرین طرح بزرگ دشمنان نیز به شکست می‏انجامد.اما تکلیف چیست؟
واضح است که رهبر به مسئولان کمک می‏کند، اما نباید رهبر به سپر بلایی تبدیل شود که مسئولان با عدم انجام مطالبات حضرت آقا -مثل حفظ آرامش، کار علمی با برنامه‏ریزی درست،  دوری از تجمل‏گرایی، گزینش افراد مناسب برای پست‏های حساس و...- پشت شعارهای ولایی پنهان شوند و در دل مردم شبهه ایجاد کنند.
و اما به نظر می‏آید تکالیف اصلی مردم در مطالبات آقا سه چیز است:
1-همچون گذشته نظام را در لحظات حساس و سرنوشت‏ساز همراهی کنند.
2-مطالبه‏ی منطقی و قاطع مردم از مسئولان.
3-تبدیل فرهنگ دینی به فرهنگ عمومی کشور، مثلا اصلاح الگوی مصرف، کار و تلاش و هر آنچه که دین توصیه کرده‏است.
اندکی صبر، سحر نزدیک است... .

شاید بی ربط:علت آنطور به نام خدایی که آورده‏ام در جواب بعضی ملی مذهبی‏هاست که در حال انقراض‏اند.



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: رهبر انقلاب, هادی انقلاب, رهبر شکست خورده, رهبر بازنده, کنترل انقلاب
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : پنجشنبه 16 آذر1391
زمان : 14:56
مشایی


تبریک به دولت محترمه برای جهانی کردن جایگاه حقوقی آقای مشایی!
آیا نفوذ حلقه ی انحرافی در سازمان غیر متعهدها نشان از عزم جدی دولت برای لجبازی ندارد؟
از این جهت عرض شد لجبازی که هر رفتاری که انسان از خود بروز می دهد حاصل یک سری خصوصیات درونی می باشد.امیدواریم که سیستم طوری باشه که تفکرات آقای مشایی روی سیاست های کلی نظام و منافع جمهوری اسلامی موثر نباشد.

بی ربط:ببخشید تا چند روزی (بسیار کوتاه) به دلیل میانترم نمی تونم آپ کنم.



:: موضوعات مرتبط: ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: مشایی, حلقه انحرافی, عدم تعهد, احموی نژاد, لجبازی
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : دوشنبه 13 آذر1391
زمان : 15:37
غزه


غزه در خون می طپد وقتی...

وقتی که جهانیان گوساله ی سامری را در غیبت امام زمانشان چسبیده اند.
وقتی که من و سلوا را پاس نداشتند و متوسل به اشقیا شدند.
وقتی که وصیت موسی علیه السلام را عمل نکردند که دستور داده بود در غیبت من هارون جانشین من است.
وقتی که پادشاه عربستان مشروب می نوشد و علمای اهل سنت سکوت کرده اند. مگر پادشاهان حکم ویژه از خدا دارند؟
انتقاد چه فایده دارد؟ دل های مرده را جنبانیدن لازم نیست که با تکان دادن نیز بیدار نشوند.

رقیه های زمان!من شرمنده ام!
شرمنده از آنکه دوستانم راحت میخوابند و شما پرپر می شوید.شرمنده از کشورهای بظاهر اسلامی و مردمش هستم که از ترس سکوت کرده اند.مگر نمی دانند که این دنیا فانی است. شرمنده ام که خداوند از علمای زمین تعهد گرفت که در برابر ظلم سکوت نکنند و خیلی ها در همه جا ساکتند. درس خارجشان پا برجاست ولی فرزند زمان خویش نیستند و با سکوت از دین خارج می شوند.شرمنده ام که پولی برای کمک ندارم.
کور است هرکه نبیند خون شما به دست وهابیت و... ریخته می شود.

پس نوشت:ان الله مع الصابرین...



:: موضوعات مرتبط: شیعه باشیم(مذهبی)، ایران من(نظام من)
:: برچسب‌ها: غزه, جنگ, وهابیت, یهود, اسرائیل
نویسنده : محمدرضا میر
تاریخ : چهارشنبه 1 آذر1391
زمان : 8:45


.:: قالب وبلاگ : رهروان شب ::.


شعر (18)
عشق (3)
راه (3)







Powered by WebGozar

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت